ميرزا محمد هادي علوى شيرازى
28
سفرنامه ميرزا ابو الحسن خان شيرازى ( ايلچى ) به روسيه ( فارسى )
ارامنه و گرجى سكنا نمودهاند و از اين جهت عصمت و عفت به كلى از زنان برخاسته و احدى اختيار زن خود [ را ] ندارد و طايفهء روس آشكارا با زنهاى آنها رفته دخل ميكنند و با يكديگر زن و مرد بزرگ و كوچك بدون ستر عورت به حمام رفته نشست برخاست مىنمايند ، و قبح به كلى از ميان ايشان برداشته شده . اما اين طريق بىعصمتى از اهالى روس به ارمنى و گرجى سرايت كرده همچنانكه از آنها هم بقليل مسلمانى كه در آنجا هستند رسيده چراكه من خود از ملا نار كردى نامى كه شيخ الاسلام مسلمانان است شنيدم كه مىگفت در تفليس . . . نكرده باشم و كم . . . كه من با او نباشم . والعهدة على الراوى . اما از ناحيهء احوال و افعال و كردار و گردش زنان در كوچه و بازار و گوشه و كنار چنين فهميده مىشد كه زن و بچهء باعفت و عصمت در ميان ايشان كم بهم ميرسد زيرا كه بكرات ملاحظه مىنموديم كه زنهاى گرجى و ارامنه كه بسيارى از آنها خود را به زينت تمام آراسته كرده بودند و صورتهاى خود را به سرخاب و سفيداب و سرمه « 1 » داده با مردها در باغها و گوشه و كنارها مشغول شرب خمر و افعال ذميه « 2 » بودند تمام بقانون روس رفتار مىنمودند چراكه روسيه را تسلطى كلى برايشان است . همچنانكه هر يك از طايفه روس كه بهرخانه بروند عملى كرده باشند احدى حد آن را ندارد كه تواند سخنى بگويد . جميع گرجيه آنجا شب و روز به دعاى « 3 » دوام دولت شاهنشاه ايران مشغول مىباشند ، و تمناى استخلاص خود را از روسيه مىنمايند . و مىگويند بزرگان و والىزادگان ما كه خدمت كلى به دولت روس كردند و آنها را در اين مملكت راه دادند حال با كوچ و بنه در پتربورغ محبوس و تكدى مىكنند ، آيا بما چه رسد ؟ بهرحال افعال ذميه و اعمال قبيحه از هر مقوله در اينجا بسيار است و شرب خمر به حدى شيوع دارد كه در كوچه و بازار گزارده مىفروشند . مردم زن و مرد گرفته مىآشامند و بهعلت اينكه چندى قبل از اين طايفه روسيه و قزلباشيه برايشان دست يافته بودند . . . ميان ايشان شيوع كامل بهمرسانيده كه بسيارى از آنها به همين عمل مشغول مىباشند و همگى زنان ايشان از قانون روس كسب بىغفتى كرده بحركات شنيعه مشغول مىباشند ، « 4 » چنانچه سردار تفليس خود زن بدصورتى دارد . مندركين نامى كه پسترين متعلقان اوست ، و در سال مصالحهء دولت عليه ايران با ايشان ، محمد على بيك گماشتهء صاحب و خداوند كار معظم صدر اعظم او را بهمراهى خود از تفليس بهجهت آوردن صاحبى ايلچى به چمن گلستان به ايران آورده بود . او را در ماژور و جنرال مىنامند و آخر كه مشخص شد در حضور سردار در وقت صرف غذا كه هر كوچك و بزرگى در سر ميز با يكديگر نشسته غذا صرف مىنمايند او عرضهء نشستن نداشت . با زن سردار سروكار دارد و دائم اوقات با او صحبت
--> ( 1 ) - يك كلمه خوانده نشد . ( 2 ) - متن : ضميمه ( 3 ) - در نسخه ملى كه متن اصلى ما در چاپ اين سفرنامه مىباشد ، ده سطر را سياه كردهاند . هيچ بعيد به نظر نمىرسد كه اين كار بدست مؤلف انجام شده باشد و يا خوانندهاى متن را از روى تعصب سياه كرده باشد . چون اين ده سطر را نسخه مجلس بطور كامل داشت ، براى تكميل اين سفرنامه و حفظ امانت ناگزير از درج آن شديم . و كلماتى كه چاپ آنها را اصلاح ندانستيم نقطهچين كرديم . اين ده سطر را در اين « » قرار داديم كه مشخص باشد . ( 4 ) - در اينجا سه سطر از متن سياه شده و از نسخه مج استفاده شده است .